Harfi Bezan – Hamidreza Ghorbani Lyrics
دستی به روی شیشه و ابری که سدِ راهِ ماست
هرجا رو میبینم هنوز، ردِ عبورِ پایِ ماست
از بس که اسمِت رو نوشتم رو بُخارِ پنجره
انگار که چشمایِ شهر، از بغض آیندم پره
آخه منی که آرزوم، آرامش قلب تو بود
سهمم نباید میشد این تنهایی توو شهر حسود
من غرقِ تو، تو غرقِ کی؟ حرفی بزن باید بگی
روزی که رفتی گفتم لعنت خدا به این زندگی
این فاصله یه دشمنه، قلبم رو آتیش میزنه
چهره پیرم گویای حرفای منه
من به خودم نمیرسم حتی مهم نيست ساعتا
بدجوری غرقم توو خودم نمیگذره واسم شبا
غرقه توو تنهاییم شدم تو غرق توو مهمونیات
بی معرفت بگو چجوری میگذرن بی من شبات؟
من غرقِ تو، تو غرقِ کی؟ حرفی بزن باید بگی
روزی که رفتی گفتم لعنت خدا به این زندگی
این فاصله یه دشمنه، قلبم رو آتیش میزنه
چهره پیرم گویای حرفای منه
Harfi Bezan, de Hamidreza Ghorbani: balada sobre saudade e perda. Compositor: Hamidreza Ghorbani. Lançamento: 15 de julho de 2026.











