Namak Shenaas – Sartaqari Lyrics
نداری به من احتیاج
یادت دادم هرچی خواستی
حالا من شدم عادی
حالا من رو هم میدی بازی
حالا که کار از کار گذشت
من شدم خار برگام شد زرد
گذاشتی قالم و رفتی
برای پروازش بالامو کند
هی میخوام خودمو گول بزنم نمیتونم باور کنم
بهش گفتم فرشته من
بال بهش دادم گذاشت و رفت
بهش گفتم میری بی من؟
حالم رو میگیری نه؟
یادت رفت همرو نه؟
در رو هم میری ببند
پشتت رو نگاه نکن برو
ببر دل بردرو
تو میخواستی بردن رو
جونم رو بردار برو
دیگه وقت فراموشیه
دیگه گوشیم تو خاموشیه
میخوام که آروم باشی بیب
ببخش اگه نبودیم دیگه
کم کم میشه عکسات محو
یادم میره حرفاتم
من که بازیچه دستاتم
داری میری تکون بده دستاتم
هه
میدونی خندم از چیه؟
میدونی چی واسه من مسخرست دیگه؟
حرفایی که به من باید میگفت رو
میره به بقیم میگه
شاید عشق تو اینجوریه
باهمه راحت با ما یجور دیگه
اینم آخرین دستپختم
بچشش نمکش چطوریه؟